------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حوصله ندارم ، به قول فری قرقره از اول رهنمایی تا حالا که ترم فولان دانشگاه هستیم ، تصمیم داشتیم درس همون روز رو همون روز بخونیم! عجیباً غریبا. بابا نمی شه! راه نداره داداش ، اصرار نکن.
امروز نشسته بودم با مامان جونم یه گپ دوستانه (خیلی دوستانه!) می زدم ، اندک لحظه ای فیگور این شیر زن من رو جذب خودش کرد. آدم حال می کنه ، مامان جون به این خوش تیپی و با کلاسی دارید؟(سانسور!)
پیوست: احساس می کنم فردا روز مهمیه. نمی دونم! امروز داشتم یه گوشه ای در کوچه ای به یاد لحظه شیرین افطار شیرینی می خوردم(ساعت 12) که صحنه جالبی دیدم! تاکسی بانوان، تهران دیده بودم ولی اصفهان نه!!!!

پیوست: من دانشجو اصفهانم و تا اونجایی که یادمه در تهران وقتی سوار اتوبوس می شدیم بیلیط می دادیم ، ولی اینجا بر عکسه! به قول یکی از ساکنین ، یه اصفهانی باید مطمئن باشه که اتوبوس یهو وسط راه خراب نمی شه و دویست و پنجاه ریال وجه رایج مملکت از چرخه اقتصادیه خانواده اش خارج نمی شه، پس وقتی از اتوبوس پیاده می شویم بیلیط می دهیم! خیلی مهمه!
تازه از این مهم تر اینه که ، بیلیط از همه جای کشور گرون تره! چرا؟ بخاطر اینکه یک فروَند اصفهانی مسیری رو که می تونه با اتوبوس بره رو پیاده می ره تا دویست و پنجاه ريال ذخیره کنه ، حالا فکر کن بیلیط دویست ريال بود ، اون موقع دویست ريال ذخیره می کرد ، خوب این انصافه؟!