تبليغاتX
جوانان ایران زمین
بودن یا نبودن، مساله سخت است!
             لينک نوشت
             _______________________________
             آرشيو لينک نوشت درج لينک جالب شما

  

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در حال وبگردی فکر می کنید به چی بر خوردم!؟

به سایت روزنامه آسیا که مقاله ی "خالق وبلاگ" من را چاپ کرده!

از مجریان این کار روزنامه آسیا متشکرم.

لینک برای مشاهده در خالق وبلاگ

 

                                    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

         اگر پارسال یادتون باشه در  وبلاگ  قبلیم یک متنی در مورد فعالیت های دانشجوان گذاشته بودم که کمکی طنز بود. قضیه از این قرار بود که در تمام دنيا رسم بر اين است که دولتها براي تعطيلات دانشجويان امكانات شغلي به وجود آورند تا:

1.       هزينه اي كه براي اين قشر مصرف مي شود به نحوي به كار گرفته شود.

2.       مقداري از فضاي خالي جيبب دانشجويان پر شود.

 

روزنامه ي ايران ـ جوان پيشنهاداتي براي دانشجويان ايراني ارائه داده بود كه خواندنيست. ده پيشنهاد براي جوانان در تابستان:

 

1.       مسئول فرو كردن بلال در سطل آب نمك

2.       داد زدن جهت فروش ميوه جهت تابستاني

3.       فوت كن: استخدام در اتوبوس ها جهت فوت كردن مسافران

4.       جمع آوري هسته ي زرد آلو، آلبالو، هلو، و گيلاس جهت ارائه به آقاي البرادعي

5.       جمع آوري چوب بستني هايي كه روي زمين افتاده و فروش آنها به مراكز پزشكي جهت انبار و استفاده در فصل زمستان براي تشخيص گلو درد وآنژين هاي

6.       تخمه شكن: استخدام در ورزشگاههاو سينماها براي تسهيل در امر تخمه شكني بازديد كنندگان

7.       حضور در باغ وحش جهت تهيه ي پاپ كورن

8.       سوسك كشي

9.       استخدام در اداره ي مخابرات جهت گفتن: no responce to paging(دانشجويان زبان انگليسي در اولويت قرار دارند!)

10.   استخدام در برج ها جهت اعلام طبقات در آسانسور ( دانشجويان موسيقي نيز در صورت يادداشتن نت الهه ناز و خواب هاي طلايي ميتوانند فرم پر كنند!(

 

 

 

لینک ثابت این پست

+ نوشته شده در  2005/7/15ساعت 21:8  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

 

           ای کاش مردم کمی با دایره معارف خو می گرفتند، نمی دانید که چه گنجینه ای در آن وجود دارد که حاصل هزاران سال تلاش بشری می باشد.چه کسانی بوده اند که سعی در خلق چیزی داشته اند  و پس از سالها تلاش  و

و هنگامی که به آن مخلوق خود می رسند، متوجه می شوند که صدها سال پیش توسط کسی دیگر خلق شده است و فقط گوهر عمر خود را به فنا وداده اند. پس بیاید کمی بر دانستنیهای خود چه از طبیعت! چه از پیشینیان! چه از هر چیز دیگر! بیافزاییم.

 

آیا می دانستید:

 

- تاریخی برای پیدایش انسان وجود ندارد.

- هر کروب برابر با 50 هزار تومان می باشد.

- بزرگترین عنکبوت دنیا اندازه یک بشقاب است و پرنده می خورد و به نام جالوت شهرت دارد.

- با ساخت اهرام ثلاثه علم هندسه شروع به کار کرد.

- اجسادی از یونانیان باستان پیدا شده که آثاری از عمل جمجمه در آنان وجود دارد.

- زنان یونان باستان از نظر آرایش و گریم برتر از زنان قرن 21 بوده اند.

- پشه در هر ثانیه هزار (1000) بال می زند.

- ویلیام شکیپیر شاعر بزرگ قن 18 انگلستان، خود اشعارش را چاپ کرد. او کتابش را صفحه بندی و همسرش برگه های  کتاب

را صحافی کرد.

- در سال 1100 میلادی نخستین دانشگاه تاسیس شد.

- نخستین کامپیوتر توسط چارلز بایج در انگلستان  در سال 

 1833 میلادی ساخته شد.

- کروکدیل ها از تمام جانوران تغذیه می کنند. (حتی شما)

- روز به روز ارتفاع رشته کوه های هیمالیا افزایش می یابد و همین حرکت زمین بود که سونامی مرگ بار اخیر را ایجاد کرد. (بنده پیش بینی کرده بودم)

- بیشترین دمایی که تا کنون ثبت شده در سال 1922 در لیبی بوده است.

- سوختن پروانه در شمع در ادبیات عرب نشانه ی یک کار احمقانه و دیوانگی است ولی ادبیات پارسی نشانه لطافت عشق،عاشق به معشوق می باشد.

- در کتاب قرآن کلمه امام زمان هیچ گاه گفته نشده است!

- سیاراتی در فضا وجود دارند که به علت نداشتن و نرسیدن نور نامرئی می باشند.( البته این قضیه به درستی اثبات نشده است و هم اکنون دانشمندان اعم از کیهانشناسان دانشگاه صنعتی شریف در حال تحقیق می باشند.)

- مومیایی کردن مصریان شروع علم کاربد شناسی پزشک و تخصصی بود.

- بزرگترین ساختمان سنگی قدیمی مربوط مربوط به هرم "زوسر" فرعون در سقاره  در مصر می باشد.چغازنبیل

- اولین تسویه خانه آب در چغازنبیل ایران در حدود 1200 سال قبل از میلاد است که مایه ی شگفتی دانشمندان می باشد.

- اولین قانون بشر توسط سومریها در 300 سال قبل از میلاد نوشته شده است.

- قدیمی ترین خانه ای که انسان ساخت از استخوان ماموت بود که امروزه پیدا شده است.

 

پس بیاید کمی با دایره المعارفها آشتی کنیم تا بلکه اسم ما هم روزی داخل این مراجع شود.

 

 

گپی خودمانی

              داشتم فکر می کردم بهتر است هر از چند گاهی هم مقاله پست نکنم و  به خودم  و  شما و ایران و خارج بپردازم.  جالب دانستم که بحث را به چند موضوع تقسیم کنم. اول سیاست، دوم فرهنگ، سوم کامپیوتر و اینترنت، چهارم هنر. به این نکته اشاره کنم تا جایی که شده سعی در حفظ استخوان بندی اصول یک  مقاله شده است و در ضمن این مطالب "گپ خودمانی به طور 100 در 100 منعکس کننده نظر بنده می باشد.gapi khodemani

 

سیاست

یک چیز خیلی جالب که وجود دارد این می باشد که مردم ما (بیشتر از نصف) فقط در دوران انتخابات درون سیاست می شوند و از اخبار مطلع می شوند و بعد از آن بی خبر می شوند.

به نظر من این قضیه از مشکلات جامعه اعم مشکلات اقتصادی نشات میگیرد که باعث شده مردم کمتر فرصت کنند و فقط به فکر یک لقمه نان می باشند. شاید این خود سیاست حکومت باشد.

البته بسیاری از مردمان هستند که کاملا مطلع و حتی بیاناتی هم انتشار می کنند تا مملکت را از خفی خارج کنند.  که با برخورد شدید مقامات بالا اعم از ولایت فقیه مواجه می شوند.

من یک مثال همیشه در موقع انتخابات می زدم. چندین بار گفتم که فرض کنید شما برای خرید میوه به بیرون می روید. وقتی داخل میوه فروشی می شوید، وقت وقت انتخاب است.فرض می کنیم در مقابل شما دو گزینه وجود دارد: پرتقال و نارنگی.

(بالفرض) شما از نارنگی متنفرید ولی پرتقال را دوست می دارید. وقتی به سراغ پرتقال که از آن متنفر نیستید می روید، می بینید چندین مدل پرتقال بد وجود دارد که یکی بدتر از دیگری می باشد.

مطمئنا شما از بین بد و بدتر یکی را انتخاب می کنید. ولی هنگامی که به سراغ نارنگی می روید و چندین مدل آن را می بینید، چون به آن علاقه ندارید از بین بد و بدتر هیچ کدام را انتخاب نمی کنید.

من نمی دانم چه طور روشن فکرانی هم چون آقای ا.نبوی ، بهنود، شاکری، خیلی خیلیهای دیگر که دم از سکولاریزم می زنند و خود را در اپوزوسیون قرار می دهند، می آیند و نارنگی بدتر را خریداری می کنند.

البته بنده با خرید نارنگی خیلی خیلی بد موافق هستم. چون خریدار با خرید آن در فردا روز به شکایت و جنگ و دعوا در مقابل فورشنده بلند می شود. ولی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.

اگر شما به تاریخ با شکوه ایران و ایرانیان رجوع کنید می بینید به خودتان به عنوان یک ایرانی اجازه نمی دهید که بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنید.

البته این بحث دیگر قدیمی می باشد و باید به آینده نگاه کرد.

 

 

فرهنگ

از یک چیز انگلیسی ها خیلی متنفرم. می دانید که اگر کسی در کشوری که کشور مادری او نیست باشد ساکنان آن کشور به او یک خارجی می گویند . ولی  این  قضیه در کشور  انگلستان متفاوت است . مثلا و قتی ما در کشور انگلیس باشیم آنان به ما میگویند خارجی،جالب این جاست که اگر انگلیسی ها در کشور ما باشند باز هم به ما می گویند خارجی.

راستی یک سری خبر خوندم که در انگلستان چندین بمب  منفجر شده و لی هیچ گونه خبراز عاملین آن ندارم، اگر کسی مطلع هست ما را هم با خبر سازد.

 

کامپیوتر و اینترنت

می خواستم بگم دقت کردید که طی این چند سال چقدر جمعیت وبلاگ نویس افزایش یافته! واقعا جای خوشحالی داره که اینقدر مردم ایران با این تکنولوژی دارند آشنا می شوند.

می دانستید کسانی بودند که از سر کار خود به خاطر وبلاگ نویسی چند وقت پیش اخراج شدند. فکر کنم به خاطر این بود که اطلاعات محرمانه شرکتشان را در خاطرات روزانه خود در وبلاگ می نوشتند و با این کار خود لغت جدید "doceed" به معنی از دست دادن شغل به دلیل نوشتن وبلاگ را به صورت فعل و اسم وارد زبان انگلیسی کردند.

فکر کنم باید منتظر یک مطلب از چهل چراغ در مورد وبلاگ های وبلاگستان پارسی باشیم تا دوباره مثل همیشه این فعالیتها را به سخره گیرد.

تا حالا دقت کردید که در وبلاگ ها اکثرا این نظرات دیده می شود:

  1. چه وبلاگ قشنگی داری
  2. با من تبادل لینک می کنی
  3. با من دوست می شی
  4. از اینترنت پول در بیارید و سایر تبلیغات
  5. مقداری فحش
  6. جواب فحشهای قبلی

البته این قضیه یک قضیه ی کلی نیست. بیاید سعی کنید از این به بعد به نقد از مقالات یک دیگر بپردازید ( نه قیافه وبلاگ و تیریپ نویسنده). سعی کنید به مقالات دوستانتان احترام بگذارید و آنها را مطالعه کنید اگر می گویید وقت ندارید همه را مطالعه کنید ، آخری را که می توانید! و نظری مرتبط ، چه انتقادی!  چه تعریفی! هر چیزه دیگر ولی باز هم مرتبط را بدهید.

البته خود بنده تا جایی که توانسته ام سعی بر این قضیه داشته ام ولی همیشه موفق نشده ام.

 

 

هنر

نمی دانم چرا هنگامی که در جمعی می گویند فلانی هنرمند است چرا نگاه ها به دنبال شخصی می رود که می بایست دارای ویژگی فیزیکی منحصر به فرد مانند گیس بلند و دم اسبی و ریش مدل تالبانی پیشرقته و بافته باشد. مگر هر کسی که این طوری می باشد هنرمند است. خیلی از هنرمندان کچل هستند .آیا این دلیلی می باشد که آنان خبره نیستند؟

خوب البته نه نه. مگر هر سیاه پوستی اهل آفریقاست! مگر هر ورزشکاری فوتبالیست است! مگر هر کسی که در تهران است تهرانیست! مگر هر مگر هر سایتی وبلاگ می باشد! مگر هر گردی گردوست!

سخن من بیشتر برای کسانی می باشد که خود را گرد و گردو وار در میان مردم می کنند.

 

 

 

 

لینک ثابت این پست

+ نوشته شده در  2005/7/9ساعت 0:26  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

 

       یک "website" ، "Web site" یا "WWW site"( گاهی کمی کوتاه تر،  سایت) یک کلکسیونی از صفحات وب می باشد .  به زبانی دیگر  ،  مدارک "HTML/XHTML "  قابل دسترس  توسط  "HTTP"  در اینترنت می باشد .  تمام سایت های عمومی در دسترس موجود  شامل  "World Wide Web (www) " می باشند.  آن صفحات وب سایتها قابل دسترس به وسیله ی  "URL "  می - باشند  و به همچنین صفحه اصلی سایت  (Homepage )  هم بر همان  سرور فیزیکی قرار دارد .  این "URL"ها از صفحات ،  آنان را به صورت سلسله  مراتبی فرمان دهی و مرتب می کند.هرچند که"Hyperlink"های بین آنها کنترل می کند که چگونه خواننده ساختمان کلی را بفهمدو چگونه رفت و آمد ها در بین قست های مختلف سایت جریان دارد.وب سایت

 

        بعضی (قسمتی) از وب سایت ها تیاز به

تعهد پرداخت  پول با  مخارجی که باید  پرداخت

بشو د(ماهانه) یا ثبت نامهای رایگان دارند .  به

عنوان مثال خیلی از سایت های اینترنتی  غیر

اخلاقی ، قسمتی از سایتهای اینترنتی، سایت

های بازی ، مسیج بوردها ،  سرویس دهندگان

ای- میل و سایتایی که اطلاعاتی در مورد بازار سهام و زمان ارائه می دهند.

 

نگاهی کلی به وب سایت ها

        یک وب سایت می تواند اغلب به صورت شخصی و مستقل ، بیزینس و شرکتی یا بر اساس یک موضوع و هدف مشخص دنبال کند.  این تعریف کاملا مبهم می باشد.

 

        وب سایت ها نوشته و متحرک شده با "HTML" (Hyper Text Markup Language) است و به آن با نرم افزاری به نام "web browser" می توان دست رسی پیدا کرد . وب سایتها از صفحات ثابت HTML  یا صفحات قابل تغییر که از تکنولوژی مانند "Active Server Pages" (ASP) یا "Java Server Pages" (JSP). یک وب سایت همچنین به برنامه ای به نام "HTTP Server" مثل "Apache"نیاز دارد که معمولترین برنامه وب سرور در اینترنت می باشد یا برنامه "Microsoft Internet Information Server " (IIS). اغلب وب سایت ها تشکیل شده اند از حج ذخیره شده از اطلاعات طبقه بندی شده.

 

        "Plugins"هایی هم برای"Browser"ها موجود می باشد که به آنها اجازه می دهد تا چیزهای فعال مانند "Flash", "Shockwave","Applet" نوشته شده توسط"Java Dynamic HTML"را نمایش دهد که آنها برای کاربر فعل و انفعالات

را با به روز کردن صفحه، نمایش می دهد. ( به عنوان مثال صفحاتی که نیاز به بار گذاری و دوباره بارگذاری برا نشان دهنده تاثیر ندارند.)برای بازکننده صفحات مدرن بیشتر از "DOM" و "JavaScript" استفاده می شود.

 

انواع وب سایتها

تعداد بسیار زیاد مدل وب سایت وجود دارد که هر کدام تخصصی برای سرویس دادن کاری هستند. تعدادی از وب سایت ها شامل این تقسیم بندی میباشند:

 

. Archive Sites :  استفاده می شود برای نگهداری کردن از فضا ها و اطلاعات الکترونیکی با  ارزش که قابل خراب شدن هستند . دو مثال در این مورد میگویم "Internet Archive" که از سال 1996 از میلیاردها صفحات قدیمی و جدید  نگه- داری و آنها را بایگانی کرده است، و دیگری "Google Groups" که در اوایل سال 2005شروع به بایگانی کردن 845.000.000 پیغام پست شده"Usenet"در مورد  اخبار و بحثهای گروهی کرد.

 

.  Business sites : برای بهتر کردن امور تجاری و سرویسی.

 

.  Commerce Sites or eComerce Sites: برای فروش اجناس مانند "Amazon"

 

.  Community Sites: سایتی که اشخاص با علایق و سلایق مشابه با هم در ارتباط هستند، معمولا به وسیله "Chat" و "Message Board"ها.

 

.  Database : سایتی که استفاده اصلی آن جستجو و نمایش دادن اطلاعات ریز و جزئی مانند سایت "Internet Movie Database" یا "Political Gravyard".

 

.  Development Sites : سایتی که هدف آن محیا کردن اطلاعات و منابع مرتبط به بهسازی نرم افزارها  و طراحی سایت ها می باشد.

 

. Directory Sites  : سایتی که دارای چیزهای مختلفی می باشد که موضوع و به موضوعهای مرتبط تقسیم می شود. مانند "Yahoo! Directory" ، "Google directory" و "Open Directory Project" .

 

.  Download Sites : محیطی برای دریافت فایل ها و اطلاعات الکترونیکی مانند نرم افزارها ، دموی بازیها و عکسهای کامپیوتری.

 

.  Game Site : سایتی که که در آن بازی و حتی محیط بازی وجود دارد که خیلی از مردم برای بازی به آنجا می روند، مثل "Zone.com" ، "Pogo.com" و "MMORPGs Planetarion" و "King Of Chaos" .

 

. News Site  : مشابه سایتهای اطلاعاتی ولی مختص به توزیع کردن اخبار و نظرات.

 

.  Porn : سایتی مربوط به مسائل جنسی و غیر اخلاقی که در آنها عکسها و ویدوهای غیر اخلاقی و جنسی به دید عموم گذاشته می شود.

 

. Search Engines  : سایتی که اطلاعات اساسی و اصلی را محیا می کند و برنامه ریزی شده است برای مدخل جستجو در دیگر سایتها. به عنوان یک مثال ساده "Google" و دیگری که بسیار معروف است "Yahoo!"

 

.  Shock Sites : شامل عکس ها و چیزهای دیگر که برای بعضی از تماشاگران زشت و بی ادبانه متهاجم می باشد.

 

.  Weblog (or Blog) : برای نوشتن مصالب آنلاین در اینترنت و پست کردن برنامه و خاطرات روزانه، که ممکن است که دارای اطاقهای گفتگو باشد.

 

.  Wiki : سایتی که کابران آن آنرا شاهکارانه ساخته اند.(مانند wikipedia)

 

         خیلی از وب سایت ها مخلوطی از سبک ها می باشند. به عنوان مثال  یک سایت تجاری می تواند فعالیت تجارتی کند ولی علاوه بر آن می تواند می تواند حاوی اطلاعات ارزشمندی باشد مثل "White Papers" یا بعضی سایت ها مانند سایتهای جنسی (Porn) می توانند یک تجارت کوچک اینترنتی به وسیله فورش عضویت و اجازه ورد به سایت کنند.

 

        خیلی از سایت های تجاری تصاویری بروشور مانند دارند، یعنی تبلیغاتی که می تواند دست به دست بچرخد. بعضی از وب سایتها به عنوان یک وسیله ارتباطی می توانند به وسیله "Webchat" بین مردم ارتباط برقرار کند.

 

        وب سایتها وادار به محدودیت های معماری شده اند. سایت های بسیار وسیع مانند Microsoft , Yahoo! , Google و بسیاری سایت دیگر سرورهایی  را به خدمت گرفته اند و  تجهیزات را با بالانس مناسب بارگذاری می کند . همانند " Cisco Content Services Switches" یا راه حل های "F5 BigIP".بلاک شده

 

Mousetrapping

         این روش، تکنیکی به کار گرفته ایی است به وسیله بعضی از سایت ها ی " متجاوز" تجاری (مخصوصا سایتهای جنسی)  که نمی گذارد کار خود را رها کنید  و  آنجا را ترک

کنید، البته به بازکننده صفحات شما بستگی دارد.

 

جوایز

        "Webby Awards" از هدایای آماده شده برای بهتری وب سایت های جهان می باشد.

 

تلفظ

      بر اساس چیزهایی که گفته شد، مدل های متفاوتی برای ترجمه  این اصطلاح وجود دارد. اگر چه "Website" که دارد به کلی معمول می شود  ( م-خصوصا به وسیله رسانهای عمومی) در آکادمیها  (وبعضی از دیکشنریها مثل آکسفورد) هنوز مایل به استفاده دو لغت مجزا می باشند(Web Site) . از آنجا که خیلی لغات جدید نوساز وجود دارد ، دیر تر این لغت در عموم جا  می افتد

و همگانی می شود.( بسیار جدال بر سر این است که آیا Web Site/Website  یا Web Master/Webmaster درست است! )

 

         "Associated Press Stylebook" در قوانین برتر  این نشریه  متشر  شده است که  بهتر  می باشد از واژه های  "Web Site  /  Webcast /  Webmaster " استفاده شود و از واژه "WWW Site" هرگز استفاده نشود.

 

به صورت مشابه ، جدالی بر سر بزرگ یا کپیتال نویسی اول اسم  اینترنت در بین متخصصان وجود دارد. ( Internet / internet ؟ )

        

 لینک ثابت این پست

+ نوشته شده در  2005/7/6ساعت 13:32  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

 

      ابتدا می بایست بگویم مطلب را که این دفعه ترجمه کردم به صورت مادی و معنوی مطلق به خانم "Linda Stradley" می باشد و ایشان اکیدا ذکر کرده اند که باید هر کسی که از مطالب استفاده کرده است اسم سایت و خودشان را ببرد  و ما امانت را رعایت کردیم.(منظورش همان کپی رایت خودمان است! و اول مقاله داستان نوشته.)

     

     در ابتدا پیتزا در ایتالیا  از ترکیبی از پنیر و نان خمیری و سس فصل گوجه فرنگی و روغن  و دیگر چیزها مانند سوسیس پخته می شد. باور بر این است که کلمه پیتزا از واژه ایتالیایی قدیمی "Pizzicare" به معنی نکته یا قاپیدن یا شهامت به وجود آمده است.

 

    بعضی عقاید دیگر وجود دارد که پیتزا توسط اهالی فنیقه(یونانیان) یا اهالی روم و هر کس دیگر اختراع شده. در حقیقت، کسی که رمز مخلوط کردن آرد با آب و پختن و گرم کردن آن را بر روی سنگ های داغ آموخت، پیتزا را کشف کرده. در یکی از مدل های بسیار مختلف آن، پیتزا بخش اصلی رژیم غذایی و برنامه غذایی ایتالیاییان عصر حجر بوده است. Greek-AcroPolisاولین مدل پیتزا مدلی بود که تکه ای خمیر را بر روی سنگ آتشی  می پختند. بعد

از پختن، به آن ادویه می زدند و سپس قداری گوشت و آب گوشت به  آن  می زدند  و  باقی مخلفات. گفته شده است که ایده استفاده از نون به عنوان بشقاب توسط یونانیان ابدا شده

  ، کسانی که از نانهای دایریای استفاداه می کردند.(plankuntos)و این غذا توسط افراد کارگر

و خانواده اشان پخته و خورده می شد، چون غذایی کم خرج و راحت و مناسب بود.

 

600 سال قبل از میلاد

    در اوج امپراتوری ایرانیان، گفته شده که سربازان داریوش کبیر که در جنگها ی طولانی شرکت می کردند از نوعی نان پخته شده دایره ای همراه  با پنیر و خرما تغذیه می کرده اند.

 

300 سال قبل از میلاد

      Marcus Porcius Cato که همچنین Cato the Elder گفته می شود اولین کتاب تاریخ روم را نوشت، او در کتاب خود به "نان های خمیری و گردی پوشیده شده بود از روغن زیتون و سبزیجات و پخته شده روی سنگهای آتشین" اشاره کرده است.

 

100 سال قبل از میلاد

      در کتاب "The Aeneid" نوشته شده توسط "Virgil"، افسانه های رومیان توصیف شده است و  همچنین در این توصیفات پختن دایره ای از نان ها خود نمایی می کند:

            « در زیر سایه درخت، قهرمان صندلی چوبی را با کلوخها

               پوشانید، همراه با نانهای قالبوار، و با سر آشپزانش، از

               میوه های چنگل تناول کرد. آنها لذت بردند و (نه بدون –

               فرمان خداوند) . آنان در کمال رضایت و  آرامش  فرمان

               هجوم به گشنگان و مفت خوران دادند. و همه چیز  را

               را بلعیدند و چیزی جز بوی غذا باقی نگذاشتند.و قالبها

               ی آرد آنان ... نگاه کن، ما از نانهای بشقاب وار  تناول

               می کنیم، ... »

 

قرن یکم میلادی

     اطلاعات آشپزی ما درباره رومیان از Pompeii و Marcus Gavius Apicius به نام کتاب "De Re Coquinaria"  گرفته شده است. "آپیشز" از نظر نوشتن مسائل آشپزی بسیار ماهر است. او غذا های آنتیک رومیان باستان با اطلاعات کامل برای ما معرفی کرده است. و این در واقع مشخص شده که "آپیشز" علاقه بسیاری به غذاها داشته تا جایی که خودش را مسموم از ترس مرگ از pissaگرسنگی می کند ( زمانی که سرمایه گذاری او رو به بی نظمی و تخریب رفته). کتاب "آپیشز" همچنین دارای دستوراعمل پخت غذاها با همراه داشتن انواع مختلف ترکیبات غذایی در نان است. در این دستور غذایی از

گوشت مرغ ، مغز کاج، پنیر، نعنا، سیر، فلفل و روغن

در واقع همان ترکیبات پیتزا امروزی استفاده می شده ( راستش مغز کاج کی خورده ؟ ). در انتهای این

دستور غذا نوشته شده است(فکر کنم لاتین!) "insuper nive, et infers" که یعنی در برف سردش کنید و بعد

سرو کنید.

 

       در 79 سال بعد از میلاد مسیح، در بقای اجساد آنان مدارکی پیدا شده که نشان دهنده پخت کیکهای صاف و زیاد که در زمان "Pompeii" و در نزدیک زمان "Neopolis" خورده می شده ( آنان مستعمران یونان باستان بوده اند! که الان به ناپلی معروف است ). همچنین چیزهایی از بازارهای آن زمان پیدا شده که همه آنها با تخته سنگهای مرمر و چیزهای دیگر برای دادوستد بوده اند که مربوط به "pizzeria" آن زمان بوده اند. "Museo Nazionale" در ناپلی مجسمه ای از "Pompeii" که نشان دهنده حالتی به نام "pizzaiolo" هست در معرض نمایش گذاشته.

 

قرن شانزدهم میلادی

      1522- گوجه ها بازگردانده شده بودند به "جهان جدید" ( پرو ). گفته شده بود که آن آنها سمی شده بودند، ولی کمی بعد مردم فقیر ناپلی گوجه های جدید را به خمیر و مخمرهایشان اضافه کردند و اولین پیتزاهای ساده را درست کردند. آنها معمولا دارای آرد، روغن زیتون، گوشت خوک، پنیر و سبزیجات بودند و خانواده خود را سیر می کردند. همه ساکنان ایتالیایی اعلام کرده اند که این غدای اهای ناپلی بهترین است. در آن زمان، میخانه ""Cerrigloi که پذیرای سربازان اسپانیایی "Viceroy" بود و در آن زمان آنان به بعضی وقتها به این میخانه می آمدند ولی گفته شده است که آنها از زمانی پیتزا به لیست غذای آنجا اضافه به صورت گروه گروه وارد آن می شده اند.

 

قرت هفدهم میلادی

       در قرن هفدهم میلادی پیتزا در میان افرادی که به ناپلی سفر می کردند و در میان قشر فقیر می رفتند و از غذایی به نام "pizzaioli" میخوردند شهرت یافت.

 

قرن هجدهم میلادی

       ملکه "Maria Carolina d'Asburgo Lorena  " زن پادشاه ناپلی (فردیناندو چهارم ) دارای یک فر مخصوص در قصر تابستانی خود در "کپدیمونته"  بود  که سر آشپز ایشان به وسیله آن برای ملکه و مهمانهای او پیتزا سرو و آماده  می کرد.

 

قرن نوزدهم میلادی

      1889- "آمبرتو" اول پادشاه آن زمان ایتالیا و زنش ملکه "مارگریتا دیساویا" در قصر تعطیلاتی خودشان آشپزی به نام "Raffaele Esposito" که کارش فقط پختن پیتزا بود داشتند. او دو مدل پیتزا آماده می کرد: اولی با گوشت گراز،پنیر، ریحان و دیگری با نوعی پنیر ایتالیایی به نام "موزارلا" ، ریحان و گوجه ( به رنگ پرچم ایتالیا ).  و ملکه آنقدر دومی را دوست داشت که نامه ای به پیزایئلو در باره ی پیزای او و تشکر نوشت و گفت: « مطمئن کنم تو را که سه نوع پیتزای تو واقعا خوشمزه است... ». "Raffaele Esposito" این غذای مخصوص خود را به ملکه اختصاص داد و آن را "Pizza Margherita" نامید. این پیتزا استاندارد شده امروزه بهترین پیتزای ایتالیا و ناپلی و جهان است.

 

       در اواخر قرن نوزدهم میلادی، پیتزا در خیابان های ناپلی به عنوان صبحانه و نهار و شام فروخته می شد. این پیتزاها از اندازه های بزرگ قدیم مقداری کوچک تر شدند و و در فر های آشپزان بخته شدند و بروی آنها به و سیله قارچ ها و ماهی کولی تزیئن می شد.

 

      پیتزا با ایتالیایها در اواخر قرن 19 به آمریکا هم رسید. پیتزا اولین بار در شیکاگو به  وسیله آقای  "پدلر"  با یک ظرف بزرگ پر از پیتزا بر روی سرش که  در خیابان  "تیلور"  راه می رفت معرفی شد.  البته این یک را فروش سنتی پیتزا در ناپلی بود و دیگر حواشی را ذکر نمی کنم.

 

قرن بیستم میلادی

        1905- "Gennaro Lombardi" اولین "Pizzeria" (همان پیتزا فروشی ها) را در "نیویورک" در خیابان "اسپرینگ" افتتاح کرد. امروزه "Lombardo" پیتزایی معروفی در آمریکا هست که همان مانند "Patriaca dela Pizza" رومیان است. pizzaدر اوایا سال 1930 به مغازه میز و صندلی آوردو شروع به پخت اسپاگتی هم کرد.

 

       1945- سربازان آمریکایی با حضور در ایتالیا در جنگ جهانی2 درخواست و تحسیت از آن  افزایش یافت. زمانی که سربازان از جنگ بر  می گشتند،

 فقط به دنبال پیتزا می گشتند.

 

       1950- تا سال 1950 آمریکاییها که زیاد به پیتزا توجه نکرده بودند توجه آنها به این غذا جلب شد و در مهمانیها به کار برده شد. تا جایی که خواننده ای به نام "دین مارتین" در یکی از آهنگهای خود می گوید: « وقتی که ماه چشمهای گرد همچون پیتزای تو را می بیند، آن خدای عشق یونانیان باستان است، ... »

 

       1957- پیتزاهای منجمد شده ساخته شد و در مغازه ها به فروش رسید. و آرام آرام به مشهور ترین غذای منجمد تبدیل شد.

 

منابع:

Culinaria - The United States, A Culinary Discovery, by Randi Danforth, Peter Feierabend, and Gary Chassman, published by Konemann Publishing, 1998.

Goldberg's Pizza Book, by Larry Goldberg, published by Random House, 1971.

Let Eat - The History of Pizza, by Mani Niall, http://wwwpastrywiz.com/letseat/pizzza.htm, an internet web site.

Virgil's Aeneid, translated by John Dryden, published by Penguin Classics, 1997.

The Complete Book of Pizza, by Louise Love, published by Sassafras Press, 1980.

The History of Pizza, http://www.ghgcorp.com/coyej/, an internet web site.

The History of the Pizza Margherita, http://www.caboto.com/pizza.htm, an internet web site.

The Food Chronology, by James Trager, published by Henry Holt and Company, 1995.

The Pizza Express Cookbook, by peter Boizot, published by Elm Tree Books, 1976.

The Roman Cookery Book, a critical translation of The Art of Cooking by Apicius, translated by Barbara Flower and Elizabeth rosenbaum, published by Harrap, 1958.

The Wonderful World of Pizzas, Quiches, and Savory Pies, by Anna Ceresa Callen, published by Crown Publishers, Inc., 1981.

           

لینک ثابت این پست 

+ نوشته شده در  2005/6/30ساعت 18:23  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

گوگل کار خود را به عنوان یک پروژه تحقیقات در اوایل سال 1996 به وسیله "لاری پیج" و "سرجی برین" که دو دانشجو PHD از دانشگاه "استنفورد" بودند شروع کرد. آنها می خواستند فرضیه خود را در  مورد اینکه "اگر  موتورهای جستجو پایه و اساسشان بر روی تحلیل رابطه بین وب سایت ها باشد نتیجه بهتری نسبت به روش های رایج و کلی آن زمان داشت" را گسترش دهند. این روش را در اول نامیدند "BackRub " به خاطر اینکه سیستم لینکهای قبلی و داد شده را چک می کرد و اهمیت یک سایت را تخمین می زد. (در آن زمان یک موتور جستجو کوچکی به نام "RankDex"ُ با همین استراتژی کار می کرد.)Screenshot of Google.co.uk homepage

آنان متقاعد شدند که صفحاتی که لینکهای

بیشتری  به  آنها از طرف صفحات معتبر دیگرداده شده دارای اهمیت و ارتباط بیشتری میباشند."پیچ" و "برین" تصمیم گرفتند ایده و فرضیه و یافته خود را بعنوان قسمتی از تحصیلات دانشگاهی برای موتور جستجوی خودشان انجام دهند.

دامین" www.google.com "را در پانزدهم سبتامبر سال 1997 ثبت کردند. سپس رسما کمپانی گوگل را در هفتم سال 1998 در گاراژ یکی از دوستانشان در "Melno Park " در کالیفرنیا ایجاد کردند. سپس در فبریه سال 1999 کمپانی منتقل شد به دفتری در "165 University Avenue" در "پالوآلتو" به خانه شماری از "Silicon Valley Technology" و ادامه کار داد.گوگل در سال 1999 شکست بسیار بزرگی خورد، زمانی "altavista" مشهورترین موتور جستجو نزد کاربران مطلع بود.پس از این شکست گوگل دوباره به صورت دریچه ای جدید بازگشت و آن کابران را منحرف کرد.سپس مکان گوگل به سرعت هر چه تمام تر در "University Avenue"گسترش یافت. بعد گوگل در ساختمان های بسیار زیادی در کنار هم در " Amphitheater Parkway"  سال 2003 مستقر شد.

موتور جستجو  گوگل به خاطر سادگی و تمیزی طراحی(تقلید شده از "altavista" اولیه) و نتایج جستجو مرتبط آن در میان کاربران اینترنت جای بخصوصی  برای خود باز کرد.در سال 2000 گوگل شروع کرده بود به فروش تبلیغات به وسیله فروش کلمات کلیدی که مرتبط و آشنا تر برای کاربران بود.تبلیغات بر اساس متون بودند تا صفحات دارای طراحی ساده و سبک و به اصطلاح "Fast-loading" باشند. مفهوم و ایده فروش کلمات کلیدی (Keywords) برای تبلیغات به وسیله "Overtrue" برای اولین بار بنیان گذاشته شده بود.

 اینجا سابقا "Goto.com" بود.هنگامی که بسیاری از دات کامها و دوستان داشتند سقوط می کردند، گوگل بی سر و صدا صعود و پیشرفت بسیاری کرد و دریچهای بسیاری از سود و منفعت برایش باز شد.google Logo

U.S. Patent 6,285,999  مکانیزم ارزشدهی گوگل

 به صفحات(PageRank) در چهارم سبتامر سال 2001 برنامه ریزی شد. حق امتیاز آن به صورت رسمی به دانشگاه استنفورد واگذار شد  و  در لیستهای "Laerence Page" به عنوان یک اختراع ثبت شد.

در فبریه سال 2003 ، "پیرا لبز" را که الان صاحب "Blogger" و مبتکر و هدایت کننده وب سایت فضا دهنده گوگل برای وبلاگ می باشد را بدست آورد . این دستاورد به نظر می آمد که هم طراز با ماموریتها و موقعیتهای کلی گوگل نباشد. هرچند که این حرکت توانایی کمپانی را برای بدست آوردن اطلاعات از این سو و آنسو از پستهای بلاگها تامین می کرد تاسرعت و روابط بین موضوعهایی که شامل "اخبار گوگل" می شود رابهتر کند.

در اوج موفقیت گوگل در اوایل سال 2004 ، او دارای بیشترین درخواست جستجو نسبت به "Yahoo! " و "AOL" و "CNN.[2]  " که حدود 80 درصد می باشد را داشت. بخشی از مردم گوگل را در فبریه سال 2004 زمانی یاهو! تکنولوژی جستجو گوگل را به کنار گذاشت کنار گذاشتند تا نتایج مستلی بدست آورند. به خاطر افزایش جمعیت مدارک و استفاده کنندگان گوگل واژه "Google "  در آمریکای شمالی به عنوان فعل و اسم دخیل به معنی "انجام دادن جستجو (مخصوصا در موتور گوگل)" وارد زبان آنان (فکر کنم انگلیسی) شد.

گوگل کدهای اداره کننده اش را که موسوم به "Don't Be Evil" بود اظهار و فاش کرد.آنها سایتشان حاوی چیزهای خنده دار و جالبی از جمله طراحی و دگرگونیهای کارتونی [3]  در لوگوی خود برای موقعیتهای مخصوص(مثل نوروز امسال) و نمایش سایت با زبانهای ساختگی مانند زبان خنده دار "Kilingon [4] " و "Leet[5] " و همچین احمقانه ترین جکهای آپریل"[6] "در مورد خود کمپانی.

حدس زده می شود که واکنش و پاسخ گوگل به جستجوها یاهو!  شخصی می شود. از اطلاعات شخصی مانند "Orkut , Gmail , Froogle " برای دادن نتایج بر اساس چیزهای شخصی استفاده می شود. در حقیقت، یک قسمت برای جستجوهای شخصی گوگل "]7[beta" و "Google Labs" قرار دادند که به صورت آزمایشی در حال فعالیت می باشند.

 

ریشه یابی لغت گوگل

واژه "google" نزدیک به واژه "Googol" که به وسیله "میلتون سیروتا" که برادر زاده ریاضیدان بزرگ آمریکایی "ادوارد کانسر(1993)" بود ابدا شد تا عددی را نشان دهد که یک به دنبال آن 100 تا صفر باشد.استفاده گوگل از این لفظ ماموریت گوگل را برای سازماندهی کردن انبوهی از اطلاعات حاضر در وب بازتاب کرد.علاوه بر نمایش آن، ساختمان اصلی و دفتری گوگل"Googleplex" نامیده شد. گوگلپلکس از 1 هست تا "googol"تا 0 (100تا صفر) و ساختمان اصلی دفتری آن متشکل است از تعداد و انبوهی از ساختمانهایی پیچیده.( "cf-multiplex" , "Cineplex" و غیره)

 

اولین پیشنهاد فروش سهام به عموم و بازرگانی(IPO)

سرمایه گذاران عمده و اصلی گوگل که سرمایه ی اولیه بازرگانی را دادند "کلاینر پرکین کافیلد" و "بایرز" و "سرمایه سکویا" می باشند. در اکتبر سال 2003 هنگامی که بحث بر IPO (Initial Public Offering of shares) بود ، امکان پیشنهاد همکاری و ادغام دو کمپانی از طرف مایکروسافت بود و داده شد ولی به آن اندازه جامه عمل به خود نپوشید.

در ژانویه سال 2004 گوگل خبر داد از اجاره کردن "مرگان استنلی" و "گلدمن ساچز گروپ" منظم کردن IPO .  آن IPO (یکی از بیشترین چیزهای که از آن انتظار می رفت در تاریخ) طرح ریزی شد برای بیشتر از 4 ملیارد دلار .بر اساس گفته بانکداری که در این معمله پی گیر بود، این معامله چیزی حدود 12 میلیارد  جمع آوری سرمایه ی بازار را برای گوگل داشته است.(Market Capitalization).

در بیست و نهم آپریل سال 2004 گوگل " "S-1 Fromرا با سیستمهای امنیتی و کمسیون بورسی برای یک IPO ضبط و بایگانی کرد تا آن را بالا ببرد به اندازه "USD $2,718,281,828(منظور دلار آمریکا)" (نکته جالب و خنده دار این است که این مقدار برار عدد ریاضی "e = 2.718281828..." است!). ضبط و بایگانی این قضیه فاش شد زمانی که گوگل از سال 2001 سودی از $105.6 میلیون دلار از سود سهام تا $961.8 میلیون دلار تا سال 2003 بدست آورد.

در ماه می سال 2004 رسما برای IPO از "گلدمن ساچز" و "مرگان استنلی" و "Credit Suisse First Boston" جدا شد تا در بیمه عضو شود(Underwriters). آنها اولین پیشنهاد خود(IPO) را به صورتی غیر معمول  در مزایده قرار دادند( به طور کامل و دقیق در "Dutch Auction") و به همین ترتیب هر کسی می توانست در پیشنهادات شرکت کند.

بعد از مقداری لغزشهای اولیه که به خاطر تخصصی بودن آن بنده ذکر نکردم، اولین پیشنهاد عمومی(IPO) گوگل در نوزدهم آگست سال 2004 19,605,052 سهم در هر سهم $85 پیشنهاد می شد. از آن ، 14,142,135 (یک چیز خنده دار دیگر این بود که این مقدار برابر با √2 = 1.4142135... بود!) معلق بود در دست گوگل و 5,462,917 از فروش به سهام داران بدست آمد. این حراج رسید به$1.67 میلیارد که از آن تقریبا $1.2 میلیارد رفت برای گوگل. 271 میلیون سهم گوگل به دست خود گوگل کنترل و اداره می شد. آن IPO برای گوگل $23 میلیارد از سرمایه بازار حاصل کرد . بسیاری از کارمندان گوگل به سرعت میلیونر شدند. به صورت جالبی Yahoo! هم که 2.7 سهم از گوگل داشت سود عظیمی بدست آورد. این کمپانی وارد بازار سهام و ارزی"NASDAQ" با نشان "GOOG" شد.

 

امروز گوگل

 از آن IPO که آنان را میلیونر کرد به بعد ، سهام سرمایه بازاری گوگل بسیار صعود کرد و قیمت سهام به بیش از دو برابر افزایش یافت.در نوزدهم آگست سال 2004  مقدار برجسته سهم ها 172.85 میلیون بود. در ژانویه سال 2005 سهم ها به صورت برجسته ای از 100 میلیون به 273.42 میلیون افزایش یافته که 53% آن به دست داخلیها گرفته شد که این وضعیت معلق را به 127.70 میلیون رساند ( بیشتر از 110 میلیون سهم در اولین روز تجاری). گفته شده است که دو موسس و بنیانگذار چیزی حدود 30% از سهمها را گرفته اند. کمپانی هیچ خبری در مورد سهم های نگهداری شده در آمار Q3 2004 نداده است.

در یکم ژون سال 2005 سهم های گوگل سودی نزدیک 4 درصد بعد از "Credit Suisse First Boston" بدست آورد که قیمت هدف و نهایی آنان در سهام را به $350 رسانید. در همین زمینه شایعاتی در جامعه ی تجاری گسترش یافت که گوگل به زودی داخل "S&P 500" می شود (منبع: Google Shares Rise on New Price Target . L.A.Times). زمانی که کمپانی در لیست "S&P 500" اولین بود آنها به نوعی بیشترین قیمت سهام در کل بازار را تجربه کردند. در هفتم ژون سال 2005 گوگل ارزشی معادل با $80 میلیارد یافت و این آنان را بزرگ ترین کمپانی مدیا در جهان به وسیله ارزش بازار سهام ساخت (حتی از"Time Warner" هم جلو افتادند!). البته اندکی بعد ، ارزش سهام آنان مقداری نزول کرد و دوباره "Time Warner" با ارزش تر شد.

 

درآمد کارمندان

حقوق کارمندی در گوگل، بررسی شده که کمتر از استاندارد صنعت است. به عنوان مثال ریس سیستم درامدی کمتر از $33,000–37,000 دارد که این مقدار از طبقات استاندارد "Bay Area" کمتر است.Logo and lego

هرچند، این حقوق کم این چشم انداز

 ستاره ای گوگل در کارش ادامه به جذب درخواست

 بیش تر از حال می کند

( در این رابطه بیشتر از"Bay Area" کمپا

نی ها).در نتیجه این طوری که گزارش

 شده گوگل نقش بسزایی در شغلسازی

 داشته است.(حتی برای وکیلان بی کار

و دنبال کار!)

 

مدیریت

به این صورت« شغل:اسم ، پاداش (در ژون سال 2005 سن»

CFO (chief executive officer ): Eric E. Schmidt ، 50, $82K

CFO (chief financial officer ): George Reyes ، 51, $781K

ریس تکنولوژی: Sergey Brin ، 31, $45K

ریس تولیدات و محصولات: Larry E. Page ،   32, $45K

نایب ریس فروش جهانی: Omid Kordestani ، 41, $572K (ایشان ایرانی هستند!)

نایب ریس شرکت توسعه و اطلاعات: David C. Drummond ، 42, $776K

 

طبق گذارشات رسیده شده "پیج" و "برین" در سال 2004 درآمدی برابر  $1 داشته اند. ولی بعد از آن IPO در آگوست سال 2004 بر اساس گذارش ها درامد آنها به $1 در ثانیه رسید. "پیج" و "برین" و "اسکمیدت" تمام پیشنهاد های اخیر را کاهش دادند و پاداش و درامد گوگل را افزایش دادند.

 

منابع

John Tinker (Thinkequity Partners)

Michael Gallant (CIBC World Markets)

Steve Weinstein (Pacific Crest Securities)

Imran Kahn (J.P. Morgan Chase)

Heath Terry (Credit Suisse First Boston)

Marianne Wolk (Susquehanna Financial Group)

 

پیوست- اگر کسی خواهان دانستن و داشتن اطلاعاتی بیشتر درمورد فعالیت های گوگل از جمله "Philosophy" و "Twenty percent time" و "Googleplex" و "IPO and culture" و "Criticism and controversy" و "Copyright issues" و "Dispute with Agence France Presse" و "Multinational corporation" و "Legal issues" و "Partiality" و "Offensive search results" و "Privacy" و ""The PageRank system و "The Sitemap system" و "Google and Wikimedia" و "Specific Searches" و "April Fool's Day jokes" و  "Games with Google"  می باشد ، در قسمت نظرها پیغامی گذاشته و درخواست کند.

 

وب سایت های کمپانی گوگل

Google Initial Public Offering 

Google.org-  بازوی گوگل

Google Blog- وبلاگ همراه با خبرها و داستان ها ی کوتاه از گوگل تا کارمندان آن

Google Store

 

 

 لینک ثابت این پست

+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:32  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

مردمان اندکی هستند که فعالیت بزرگ اجتماعی انجام می دهند. و خانم "Mrs. Meg HourihanMeg Hourihan " که  32 سال دارد یکی

 از آن اشخاص است که مبتکر وبلاگ هستند. Blogger که کمتر از 5 سال عمر دارد یکی از ابزارهای شبکه است که به هر کاربر اجازه پست مطالب، نظریات و داستانها در صفحات شخصی یا همان "blog," را بدون نیاز به پول زیاد و علم تخصصی کدینگ می دهد.

 

خانم هورین می گوید "ما علاقه مند به ساختن یک چیز جالب که مردم واقعا قبولش کنند و بتونند کارهای مختلفی

رو انجام بدند که واقا بریشون مهم هست،بودیم" و وی افزود "ولی این پرونده واقعا مشهور شده و ما از بابت

این قضیه متعجب و خوشحال شدیم."

 

امروزه،از یک بچه دوازده ساله گرفته تا کاندیدهای ریاست جمهوری برای خود یک بلاگ دارند. بعد از جان گرفتن این حرکت اجتماعی،کلمهblog  هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل وارد فرهنگ لغات انگلیسی شد.

 

این زن مبتکر برنده جایزه نوآور جوان ( Young Innovators Award ) از مجله با اعتبار تکنولوژی دانشگاه  MIT  شد، خانم هورین هنوز هم به عنوان یکی از رهبران نوآوری در راه توسعه و طراحی و اجرای وبلاگها و تکنولوژی بلاگیدن در کل جهان نام برده میشود و او هم اکنون سعی در راهنمایی و مسیر دادن به این مهم ( اختراع خود ) می کند.

 

و این خود دلیلی بود برای تاسیس سایت Kinja ،سایتی که تمام دستورات سرمقاله ای به تمام میلیونها بلاگری که الان فعالا را می دهد. ایشان گفتند "این نظرها میتوانند کار را بهتر کنند،مثلا وبسایتها به عنوان یک لایه ی مدیریتی وسرمقاله ای، شما می توانید به سایتها یی که با موضوع مورد علاقه شماست فرمان دهید،هرچند یه کم مسخره است که بگیم این بلاگها بهترینند."

 

وی در حال برنامه ریزی برای جدایی از Kinja و شروع کردن یک پروژه جدید هست.هورین در حال حاضر در جزیره Nantucket در تعطیلات به سر می برد.او به طور مشخص قسمتی از فعالیت بلاگها را دوست میدارد که چه طور بلاگ این قدرت را به  مردم می دهد تا بتوانند  صذایشان را به گوش تمام جهانیان برسانند.

 

او گفت "ما همیشه آرزوی قابلیت فعالیتهای سیاسی و انتشار مقالات را می کردیم. در اول کار ما فکر میکردیم که این کار ما یک کار مسخره است ولی الان من وقت سر خاراندن هم ندارم." آدرس وبلاگ خانم هورین اینجا می باشد.

 

لینک ثابت این پست

 

+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:31  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

              داشتم وبگردی می کردم، دنبال یک موضوع خوب در بلاگها، وب سایتها و شبکه های خارجی بودم تا در مورد آن بنویسم عشق را موضوع جالبی یافتم تا در موردش از جانب غرب بنویسم و این مطلب را با کمی ویرایش ترجمه کرده ام.عشق شیمیایی

مقدمه:    "گونه هاو روندهای روابط دوستانه و عاشقانه در آمریکا و اروپا امید به آن است که برای همه کشف و آشکار شود که درون انسانها خیلی مهم تر از وضعیت ظاهری آنها می باشد."   این مقاله از آقای "بن کپلان" می باشد و تاریخ انتشار: ژون سال 2005 می باشد.

اول از همه می خواستم بگم که واژه "date " به معنای یک رابطه دوستانه و عاشقانه می باشد که در چند دهه اخیر به عنوان فعل و اسم داخل زبان انگلیسی شده و چون ما برای آن مترادفی در زبان فارسی نداریم من از واژه "دوستی یا دوستی کردن" استفاده می کنم.

"دوستی های کورکورانه یا کور"  به صورت کلاسیک و سنتی مذهبی کهن هنوز در سرتاسر جهان وجود دارد: دو شخص مجرد پیش هم می آیند تا با هم دوست شوند بدون ملاقات و دیدن هم دیگر تا آن زمان. (معمولا توسط دوستان طرفین،ازدواج) امروزه، بسیاری از افراد مجرد سنت گرا یا مدگرا در لس آنجلس و نیویورک و لندن دارند عقاید کهنه خودشان به طور کلی وارد مرحله جدیدی می کنند و تغییر می دهند و ترجیح می دهند که فقط رو ابط کورکورانه نداشته باشند.

این عقیده جدید براساس روشی می باشد که آن را  "خوردن شام در تاریکی"  می نامند.به عبارت دیگر یعنی این که دو نفر برای دوستی و آشنایی خودشان به صرف شام در تاریکی مطلق با هم ملاقات کنند.هدف اصلی این پروسه متمرکز است بر آشنایی با یک دیگر نه فقط برای ظاهر فیزیکی آنها. رئیس راهبان خیابان 30 می گوید:  "این ملاقات شدنی است و منجر می شود به یک صحبت و گفتوگوی غیرجدی،با این حال بسیار  جالب و مهیج می باشد."

تازه سرشب شده بود در رستوران و گروهی از کسانی که خواهان دوستی و آشنایی بودند با یک دیگر قبل از اینکه چراغها خاموش شود ملاقات مختصر در حد آشنایی انجام دادند. سپس صندلی آماده وچراغها خاموش شد برای گفت و گو دو طرفه و کشف یکدیگر بدون زیر فشار بودن اینکه شما چه  شکلی هستی و چه طور گوش می دهید،موقعیت مهیا شد.

یک نکته اساسی که مبتکر این برنامه آقای "جرومه چیسکز" اشاره کرد  این بود که:  "ما فهمیدیم بسیاری از مردم علاوه بر اینکه با هم صحبت می کردند به هم آن چنان توجه نمی کردند.آنها فقط نگاه می کردند که چه کسی داخل رستوران بود یا می آمد." فرد 35 ساله ای که اهل پاریس بود برای شرکت در برنامه "شام در تاریکی"  در سال 2002 به آمریکا آمده بود. هدف ایشان ساختن فضا و محیطی برای مردم بود تا بتوانند یکدیگر را بدون قضاوت دو طرفه در مورد دیدگاه فیزیکی ملاقات کنند.

خوشبختانه هیچ فشاری برای درگیریهای تصادفی نیست و گارسنها عینکهای شب می زنند تا از خونریزی های احتمالی جلوگیری کنند و غذا سرو کنند. چاقو نیست و هر چیزی که روی میز می باشد می توان آن را خورد. برا ی آقای "چیسکز" که بنیانگذار این کار می باشد صندلی برای نشستن وجود ندارد و این حاکی از جدیت هدف آنان در سرشب می باشد. "همه چیز را می توان به طور کامل احساس و لمس کرد مادامی که دارید سعی می کنید که با جنس مخالف خودتان ارتباط برقرار و در مورد همدیگر اطلاعات کسب کنید."

 

" دیدار جذاب "

هنگامی که مثل قبل دوباره غروب می شود و 5 قرار وعده غذا برگزار می شود. اتاق دارد آرام آرام روشن می شود. در زمانی که دسرها سرو می شود بسیاری از رمز و رازها در مورد کسی که شما از صدای ایشان لذت می برید (یا نمی برید) حل می شود. خانم "کریستینا گریش" که دو بار تجربه این گونه ملاقات ها را دارد می گوید: "چیز خوب دیگر این بود که دوست داشتم بدونم با چه کسی دارم صحبت می کنم."Metting Cute 

"چیسکز" افزود: "افراد مجرد دوست ندارند به جایی

با زور و الزام بروند و برگه ای برای آنها در آنجا باشد و در آن نوشته شده باشد «سلام،من مجرد هستم و دنبال کسی هستم برای دوستی و رابطه در آنجا.» مردمی که به "ملاقات در تاریکی" می آیند دارای قدرت شخصیتی و جرأت کافی برای شرکت در این پیشامد می باشند. این یک راه طبیعی برای انتخاب مردمی می باشد که دارای روح و حال و هوای یکسان دارند."

همراه با میلیونها مردم آزمایش شده به وسیله دوستیابی های جهانی و آنلاین بعضی از متخصصان از جمله خانم "لیزا کلمپیت" که مجری و هدایت کننده "Matchmaking Institute" (همان دفاتر ازدواجی خودمان «البته با کلی تغییر ولی چون قول دادم سیاسی ننویسم تغییرات را نمی گویم») می گوید: "رویدادهایی مانند "ملاقات در تاریکی" علاقه مردم را به بازگشت به سوی روشهای ارگانیک و عالیتر برای ملاقات با شخصی دیگر نشان می دهد. مردم دل آزرده شده اند از دوستیابی های آنلاین و خواهان امنیت بیشتر برای اطلاعات شخصی خود می باشند."

 

"علاقه ما و خواهان کمک به آنها"Reaching Out

"چیکز" بدون شک احساس نیاز می کند.  بعد   از برگزار کردن 30 قرار "شام در تاریکی" در نیویورک و لندن از سال 2002 به بعد سیل تلفنها است که به ایشان زده و از او درخواست برای اجرای چنین مراسمی در سرتاسر جهان می شود. او شهرهای لس آنجلس و  سانتاباربارا  را  در  لیست برنامه ی

 خود اضافه کرد.

یک مرد فرانسوی که 9 سال از ازدواجش می گذرد می گوید: "بعضی از مردم خوش قیافه و خوش منظر هستند و بعضی کمتر این گونه اند، ولی مادامی که تو خودت را باور کنی و بدانی که کی هستی ، بسیار خوب عمل می کنی در "ملاقات در تاریکی" و ربطی به قیافه ندارد و در کنارش وقت خوب و کافی و شانس ملاقات شخص جدید بسیار مهم است."  از آنجایی که استفاده کننده از این روشها در حال افزایش می باشد و بسیار محتمل و شدنی می باشد که شما آن شخصی را که همیشه دنبال آن می گردید پیدا کند.Rebecca, 21, Pasadena, Md.

 

 سوال جالبی که یکی از خوانندگان این مقاله از آقای "بن کپلان" کرده است:«چه اتنظاراتی می توان از روابطی که کاملا با این موقعیت و روش درست شده اند داشت؟»

 

 

 

لینک ثابت این پست

+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:31  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

سلام ،

خیلی دوست داشتم اینجا روزنوشت بود، ولی خوب روزنوشت بودن خیلی چیزها می خواد که من ندارم. بلمثل :

 1.هاست( زیاد هم واجب نیست، مد شده! )    

2. تراوشات ذهنی مستمر( همان اچاخنه ی(چاخانهای!) روزانه )      

3.html باز بودن ( اگه تو HomePage ، خودت قدم بزنی بهتره )       

4. دزد اکانت یا اکانت مفتی دار بودن( چه اینترنت دانشگاه! چه اینترنت شرکت شوهر عمه ات!)

 5. بی کار(بلا نسبت شما دوست روزنوشت)

من همیشه اول هر پستم یه گاه نوشتی دارم ، این دفعه زیاد شده ، شرمنده! می ریم سر اصل مطلب :

 

همون طوری که از موضوع این مطلب آموزشی پیداست باید در مورد بعضی فایلهای خوصوصی وخاص باشد که کاربر آنها علاقه ای برای نمایان کردن آنها در عام ندارد.

خوب اگر این سوال رو از هر کسی بپرسیم (چه کار باید کرد؟) طرف ما در جواب خود می گوید که شما بهتر است از روش هیدن((Hidden استفاده کنید.این روش امروزه به قول معروف بسیار تابلو و هر کسی با غیر فعال کردن هیدن می تواند به فایلهای خصوصی دست پیدا کند.

دیگر به حاشیه نمی پردازم و سر اصل مطلب می روم.

آموزش:

ابتدا در هر فولدر یا هر جایی که می خواهید یه راست کلیک می کنید و در قسمت (new) یه (New Compressed (zipped)) باز می کنید و داخل آن میشوید و فایل های مورد نظر خود را در اینجا پیست می کنید.

سپس فایل (.zip) رو می بندید وبعد رو فایل زیپ راست کلیک می کنید و به قسمت ری نیم(rename) می روید و در آنجا (.zip) رو پاک می کنید و فایل رو بدون فرمت میکنید.(فقط امیدوارم برای تغییر فرمت از قسمت Hide extension for known files در (Folder option) مطلع باشید).

حال دیگر شما یک فایل حاوی فایل های خصوصی خود ساخته اید و در هر جایی که از هارد دیسک خود آن را پنهان کنید دیگر قابل شناسایی هیچ جستوجوگری نیست.

هنگامی که خواستلر خواندن فایلهای خود بودید همین پروسه رو بلعکس روی فایل خود انجام دهید و به آن فرمت زیپ دهید و سپس بازش کنید.

                                                                   

+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:30  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

سلام

چند روز پیش پسر خالم رو دیدم که سخت مشغول خوندن مجله چهل چراغ هستش و لبخند مشتی می زنه و رفتم جلو  به زور وادارم کرد بخونم ، دیدم نه انگار جالبه!

راستش یه بار قبلا ازش مجله گرفته بودم و نابودش کرده بودم ، از اونجا که منم حساس!  روم نشد ازش به امانت بگیرم و خلاصه یه ستوننی بود که در مورد  Orkut نوشته بود ، اون رو براتون نوشتم و اوردم:

                              

                             « دیکشنری ارکات »

 

 

Orkut = نتیجه خوشایند سیاست جذب مشتری ، پیشرفته ترین و دلپذیرترین دام دنیا ، همه در سرزمین عجایب ، هاید پارک مجازی ، محل انجام غلط های اضافی ، نوعی حفاری اینترنتی.

 

 

Community = ویترین سلایق ، آرزوهای بزرگ ، مصداق عینی شکم گشنه و آرغ فندقی ، آن چه دوست دارم داشته باشم ، افه اینترنتی را گویند ، ما اینیم !

 

 

Scrap = همان offline کوفتی است ، شکنجه ارتباطی ، کی خوانده کی جواب داده ، « مرا دریاب من خوبم » هیچ کس من را دوست ندارد ، نوعی دست درازی احمقانه به هلوی پشت ویترین ، همان brain زنی netی با  note را گویند .

 

 

Testimonial = « ای گل رویایی ، ای مظهر زیبایی ... » بنگاه محبت ، چاپلوسگاه اورکات را گویند ، بودار پروفایل ، محل استقرار جوراب در سایت ، محل ابراز احساسات مثلا پاک !

 

 

Friends = آن چه بر تو نشیند ، « افتادم تو دام عاشقی،نفهمیدم، نفهمیدم » مائدگان زمینی ، تجسم عینی برتری کمیت بر کیفیت ، برزیلته!

 

 

Profile = حقیقتی به نام دروغ ، تلاش موثر اورکات برای حذف پرسش کذایی «A/S/L?» آن چه کاش بودم ، ویترین من! محل خوردن ایتالین فود بینی ، سیرابی خوران مقیم مرکز ، petات رو بخورم عزیز برادر!

 

 

Fans = مجلس پاچه خواران ، مگسان لای شیرینی ، لیست انتظار ، محل تجمع خیس خوردگان داخل آب نمک ، کلکسیون زاپاس.

 

 

Album = نوعی بازاریابی اینترنتی ، آن چه شما خواسته اید ، همینه که هست (بعضی وقتها هم نیست!) اکران خصوصی!  

  
+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:29  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

دوباره خدمتتون سلام عرض می کنم.

مطمئنا این چند وقته شما هم چیزهایی در مورد برج میلاد شنیده اید که در روزنامه شرق چاپ شده ( چه اینترنت! چه جای دیگه! ) . جالبتر از این آن است که عکس هم تهیه کرده اند و توضیحاتی طبق آن داده اند که حاکی از آن است که برج میلاد سقوط می کند!!

 

همچنین در وبلاگ روز نوشت آقای عظمتی قسمتی از متن استخراج شده که بسیار جالب هستش: « ... ممكن است بر اثر اينرسى ناشى از برخورد شديد برج ميلاد با زمين، دوباره بلند شود و جاى ديگرى بر روى زمين بيفتد. ولى كجا مى افتد، كسى نمى داند. »

 

حالا به سادگی می توان به کمک یک استدلال شهودی( که هر نه نه قمری بلده ) این قضیه را اثبات کرد که کذبی بیش نیست. من در عکسی که روزنامه شرق تهیه کرده بود مستطیلی جدا کردم و جایی را که فلش زدم را دقت کنید!  خوب محو عکس شوید! 

 

               حیف کنتئر نداره 

 

یک خطی کلفت را میبینید تار و برفهای کوه در آنجا محو شده است. دیگر هر جانوری که فتوشاپ کار کرده باشد به سادگی تشخیص می دهد که عکس ساختگی است. حقا که جناب عظمتی این کار را دروغ سیزده نام بردند.

+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:24  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us

سلام

اینجا همان Iranteens.blogspot قدیم هستش که به خاطر بعضی مسائل جا به جا شده 

من یک مقاله ی طنز از قدیم داشتم که منبع اون رو ندارم  ولی خیلی جالبه ودر مورد آن مقداری می نویسم حالا بریم سر اصل مطلب لابد برای شما هم پیش آمده است که به دوستی زنگ بزنید و ازآن طرف سیم پیام گیر یا پاسخگو اتوماتیک برایتان یک قطعه موسیقی بنوازد یا شعری زمزمه کند. بین ایرانیان با ذوق هستند کسانی که به جای دو کلمه خشک و خالی عدم حضور خود را با کلام منظوم در تلفن اعلام کنند.

یکی از همین جماعت از دوست خود ع.ی که شاعری طناز(طنز پرداز!)است در خواست کرده بود برایش یک دو بیتی بسازد تا روی دستگاه ضبط کند.

ایشان هم ساخته اند:

       شرمنده از آنم که نباشم به سرایم         تا با تو سلامی  و علیکی  بنمایم

      گر لطف کنی نمره وپیغام گذاری       پاسخت دهم دوست به محضی که بیایم

 

اما کار به همین جا خاتمه پیدا نمی کند. درخواست دوست راهنمای ذهن شاعر می شود که سری بزند به خانه ی شعرای پیشین و بیندیشد که اگر حافظ و خیام و فردوسی و دیگران در عصر Answering Machine زندگی می کردند چه کلامی روی این ماشین می گذاشتند.  و این است حاصل آن تفرس:

 

در منزل حافظ

  رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور

                                                       تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور

 بشنوی  پاسخ  ز حا فظ  گر که بگذاری  پیام

                                                      آن زمان کو بازگردد خانه خود غم مخور

 

 

در منزل سعدی

           از آوای  دل انگیز تو مستم           نباشم  خانه و شرمنده  استم

           به پیغام توخواهم گفت پاسخ         فلک گر فرصتی دادی به دستم

 

 

در منزل خیام

   این چرخ فلک عمر مرا داد به باد         ممنون توام که کرده ای  از ما یاد

   رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش         آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد

 

 

در منزل فردوسی

        نمی باشم  امروز اندر  سرای        که رسم ادب را بیارم به جای

        به پیغامت دوست گویم جواب        چو  فردا  برآید  بلند  آفتاب

 

 

در منزل مولانا

 بهرسماع از خانه ام رفتم بیرون رقصان شوم

                                            شوری بر انگیزم به پا خندان شوم شادان شوم

بر گو به من پیغام خود هم نمره و هم نام خود

                                            فردا  تو را  پاسخ  دهم جان  تو را قربان شوم

 

 

 

در منزل منوچهری دامغانی

       از شرم به رنگ باده باشد رویم           در خانه نباشم  که  سلامی گویم

       بگذاری اگر پیغام  پاسخ  دهمت         زان پیش که همچوبرف گردد مویم

 

 

 

در منزل بابا طاهر عریان

            تلیفون کرده ای جانم  فدایت          الهی مو به  قربون  صدایت

            چو از صحرا  بیایم  نازنینم          فرستم  پاسخی از دل  برایت

+ نوشته شده در  2005/6/26ساعت 23:23  توسط عماد حیدری  |  | لينک ثابت | Del.icio.us